يهو يه كوه نااميدى وارد زندگيت ميشه و برخلاف خواسته خودت تو رو با خودش همراه ميكنه و انگيزه و اراده و ارزو و فكرهايى كه واسه فردا داشتى و دفن ميكنه تا بخايى دوباره خودتو جمع جور كنى و كمى اميد پيدا كنى كوه بدى رو سرت خراب ميشه و اين روند تا جايى پيش ميره كه جلوش زانو بزنى و زير فشار خم بشى, له و داغون بشى و بزرگتر از سنت رو تجربه كنى!